فلاکت  .:: امـپــراطـور دلـشكـستـه ::.

..::دورم پره از فردینایی که نامردنو  به اسم برادری نابرادریا کردنـــــــــــــــــو::..






نمی دونم ، مدتهاست که نمی دونم، چطور میشه تو ازدحام این آدمها بود و نبود،چطور میشه بود و از قید هر چی بودنه رها شد ، نمی دونم چطوره که هیچ کس بزرگترین تنهاییت رو نمی بینه اما کوچکترین اشتباه زیر ذره بین بد بینی انقدر بزرگ می شه که قابل بخشودگی نیست ، نمی دونم چرا قطره های کوچیک اشکت برای همه بحث برانگیزه اما هیچ کس ازت نمی پرسه تاریخ انقضاء آخرین لبخندت کی بوده . . .زیر چتر گذار زمان دلم لک زده بود واسه تلالو امواج طلایی که راه رسیدن به آسمون رو برام روشن کنن . . . دلم رو ذبح می کنن با تپش های مستانه ی نگاههای عاشقی که راه به جایی ندارن ، در قربانگاه تاریک و نمور عشقهای طرد شده  . . .  غسل اشک و خون پیشکش گور تاریک مرگ احساس می کنم . . .

میبخشمت به خاطر دلی كه شكستی و روحی كه آ‍ردی به خاطر تمام محبت هایی كه بی جواب گذاشتی برای دوست داشتنی كه بی اعتنا از كنارش گذشتی برای لحظه لحظه ی تنهایی ام كه هیچگاه به آن فكر نكردی برای انتخاب پسری كه می دانستی  در یافتن كسی است كه صادقانه دوستش بدارد به خاطر نادیده گرفتن احساسی كه بارها خواست فراموشت كند اما از بازی انصراف ندادی و نمی بخشمت به خاطر ربودن لذت دوست داشتن كه هیچوقت به سویم نخواهد آمد و تكراری برایش محییا نیست نمی بخشمت برای غروری كه بی رحمانه لگد مال كردی . . .

باوَر کُن ......!

باوَر کُن میشَود گریه کَرد بدون اینکه کَسی بفَهمَد .......!

میشوَد دل شکَست بدون اینکه صدایی بیایَد ....!

مَیشود خَندید ، وَقتی دَر غَمگین تَرین لحَظاتی .....!

میشَود عاشق شُد ،  حَتی وَقتی بچه ای بیش نیستی .....!

وَ میشَود فَریاد زَد .....!

حَتی وَقتی سُکوت کرده ای ......!

سـُکـــوت ...............!




خـط خـطیش کردم ساعت توسط ...امیرحسین...|




خط خطی گذشته
» جمعه ها....
» بعضی وقتا ....
» زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست
» حُـــرمَــت ............
» تـــو مقصــری ....
» حسی مثل قطره های بـاران ....
» غــــم دنیــاســــت دل آدم بشــه حــســاس ......
» فقط تمـــاشـــا کـــن ....
» آهای غــریبــه نمـک رو زخمــم نـپـاش .....
» فراموش کردنت را یــاد نگــرفتـم......
Design By : ParsSkin.Com