فلاکت  .:: امـپــراطـور دلـشكـستـه ::.

..::دورم پره از فردینایی که نامردنو  به اسم برادری نابرادریا کردنـــــــــــــــــو::..


وقتی که باز صدای آب میپیچه توی کوچه ها

پر میشه از عطر گل ها انگار تموم دنیا

میشکوفه غنچه گلی در آرزوی زندگی

براش همین کافیه که بهش بگن تو خوشگلی

نگاه گل به آسمون یه دم کنارش ننشست

به بوته خار دم دست دلش رو یک نفس نبست

یه روز یکی دید گلرو خواست بچینه تاج سرو

تیزی تیغارو که دید عقلش بهش گفت که نرو

گله به خار گفت که چرا نمیشی از من تو جدا

برو میخوام تنها باشم تو خیلی زشتی به خدا

یه صبح سرد خیلی زود بوته ی خار اونجا نبود

با همه ی عشقی که داشت با دلی که شکسته بود

چشمای گل یه وقتی دید که دستی اونو از شاخه چید

نگاه گل هر جا که گشت بوته ی خاریو ندید


خـط خـطیش کردم ساعت توسط ...امیرحسین...|




خط خطی گذشته
» جمعه ها....
» بعضی وقتا ....
» زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست
» حُـــرمَــت ............
» تـــو مقصــری ....
» حسی مثل قطره های بـاران ....
» غــــم دنیــاســــت دل آدم بشــه حــســاس ......
» فقط تمـــاشـــا کـــن ....
» آهای غــریبــه نمـک رو زخمــم نـپـاش .....
» فراموش کردنت را یــاد نگــرفتـم......
Design By : ParsSkin.Com