فلاکت .:: امـپــراطـور دلـشكـستـه ::.
..::دورم پره از فردینایی که نامردنو به اسم برادری نابرادریا کردنـــــــــــــــــو::..
من در این دنیای وانفسا به دنبال چه میگردم چرا بیهوده میگریم صدایی مهربان دیگر نمیآید و من دلدادهای اینجا نمیبینم ولی من غصهها را دمبهدم هر لحظه میبینم و نجوای قلب دردمندم را چه بیصبرانه میفهمم و این عشق است و این عشق است که چشم اشکبارم را نمیبیند صدای گریههای بیامانم را نمیفهمد پس از این لحظه من با عشق میجنگم دگر هرگز نمیگریم و آنقدر از خوشیها قصه میگویم که غمها را بیازارم و من مستانه میخندم و اندر آسمان نیلگون مهر و آزادی بهسان مرغکی پرواز خواهم کرد
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه
میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش،
اما بچه اش خجالت میکشه
به دوستاش بگه که این پدرمه ...
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوای سرد و وانفسای بی عدالتی داره
به عشق
زن و بچه اش کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره ...
اینم وصیت امپراطور به اطرافیانش
مرگ همین نزدیکیست اگر من مردم قبرمو بزرگ و دلواز بسازید
چون هم عادت دارم غلط بزنم موقع خوابم هم یه دنیا آرزومو به گور میبرم ........![]()
![]()
![]()
» بعضی وقتا ....
» زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست
» حُـــرمَــت ............
» تـــو مقصــری ....
» حسی مثل قطره های بـاران ....
» غــــم دنیــاســــت دل آدم بشــه حــســاس ......
» فقط تمـــاشـــا کـــن ....
» آهای غــریبــه نمـک رو زخمــم نـپـاش .....
» فراموش کردنت را یــاد نگــرفتـم......
| Design By : ParsSkin.Com |

