فلاکت  .:: امـپــراطـور دلـشكـستـه ::.

..::دورم پره از فردینایی که نامردنو  به اسم برادری نابرادریا کردنـــــــــــــــــو::..



دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون

تو زندگی چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخ بهت هرچی بگم

من به زمین و آسمون دست رفاقت نمیدم

امشب از اون شباست که من دوباره دیونه بشم

تو مستی و بی خبری اسیر می خونه بشم

امشب از اون شباست که من دلم میخواد داد بزنم

تو شهر این غریبه ها دردمو فریاد بزنم

از این همه دربه دری تو قلب من قیامته

چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته

از این همه در به دری به لب رسیده جون من

به داد من نمیرسه خدای آسمون من

دلم گرفت از آسمون هم از زمین . . . . ....





دلـــــــــــــنوشــته :


زخمی روی پهلویم است روزگار نمک میپاشد و من پیچ و تاب میخورم

و

همگان فکر میکنند میرقصم  . . . . 




پـاورقـــــی :


سرم را شاید بتوانند گرم کنند دیگران  اما 

وقتی تـو نیستی هیچ کس نیست  دلم را گــرم کــند . . .


خـط خـطیش کردم ساعت توسط ...امیرحسین...|




خط خطی گذشته
» جمعه ها....
» بعضی وقتا ....
» زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست
» حُـــرمَــت ............
» تـــو مقصــری ....
» حسی مثل قطره های بـاران ....
» غــــم دنیــاســــت دل آدم بشــه حــســاس ......
» فقط تمـــاشـــا کـــن ....
» آهای غــریبــه نمـک رو زخمــم نـپـاش .....
» فراموش کردنت را یــاد نگــرفتـم......
Design By : ParsSkin.Com