فلاکت .:: امـپــراطـور دلـشكـستـه ::.
..::دورم پره از فردینایی که نامردنو به اسم برادری نابرادریا کردنـــــــــــــــــو::..
احضاریه ی دادگاه به دستت رسیده بــــی مــخاطـــب : گذر زمان ... کپی شــده از دفتر احساسات قشنک MaHsA
در گوش قاصدکی خواندمش و روانه ی آسمان نگاهت کردم
راس ساعت دلدادگی بیا
بیا تا تو را محکوم کنم
ببین اینجا نه دادستانی ست و نه وکیل مدافعی
و نه خبری از خبرنگاران سمج
...
سه بار دوست داشتنت را پتک می شوم بر لحظه ها
یک دقیقه سکوت می کنم به احترام لحظاتی که در انتظارت
جان دادند
و دادگاه رسمی می شود
...
تو مجرمی و من قاضی
و تو امروز در این دادگاه که به خون خواهی "عشق"غیر علنی ست
اعتراف می کنی به جرمت
که همانا لیلی کردن من بود
و اعتراف می کنی به قاتل بودنت
به کشتن لحظه هامان در زیر گام های سنگین انتظار
...
سخته نه ؟؟؟
واسه تو که نه ....
ولی ...
از تو دور میشم ...
دور و دورتر ...
و دلم ...
به تو نزدیک و نزدیک تر ....
و تو ...
هیچوقت باور نمیکنی ...
که قلبم ....
دیوانه وار برای تو ...
می تپه![]()
![]()
![]()
» بعضی وقتا ....
» زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست
» حُـــرمَــت ............
» تـــو مقصــری ....
» حسی مثل قطره های بـاران ....
» غــــم دنیــاســــت دل آدم بشــه حــســاس ......
» فقط تمـــاشـــا کـــن ....
» آهای غــریبــه نمـک رو زخمــم نـپـاش .....
» فراموش کردنت را یــاد نگــرفتـم......
| Design By : ParsSkin.Com |

