فلاکت  .:: امـپــراطـور دلـشكـستـه ::.

..::دورم پره از فردینایی که نامردنو  به اسم برادری نابرادریا کردنـــــــــــــــــو::..



و که نيستي ,حسرت ,مهمان هميشگي قلبم خواهد شد

و تمام آينه ها در ژرفناي حزن به ابديت مي پيوندد...

تو که نيستي ,سکوت ,مزين لحظه هايم خواهد شد

و ياد تو تا هميشه ,مهرباني هايت را در ذهن به تصوير مي کشد...


ببين که بي تو چه نا مهربان مي گذرد روزهايم ...

نيستي ... نيستي که در هجوم ِ منظره ي شب ِ شب ِ سياه ِ بي عاطفگي ,به امنيت ِ آغوش ِ تو برسم ...

ندارَمَت!


دلتنگـــی .....

حس ِ غريبي ست دلتنگي
وقتي که در جز به جز مخيله ات ريشه مي دواند
و در امتدادِ چيرگي ِ حجم ِ اندک ِ اميدوراي ات
ناگهان تو را فرا مي گيرد
و تو هيچ نداري که بگويي
هيچ...
هيچ تسلايي بر وسعت ِ اندوهت نمي يابي
مگر اشک
که در فروپاشي کوهساران ِ غرورت
همچو ذرات ِ معلق ِ گرد و غبار
در هواي لحظه هايت فرو مي ريزند
و تو هيچ نداري که بگويي
هيچ...
غروب سه شنبه- ميز کنار پنجره - کافه ي خاطرات





کپی شــده از دفتر احساسات قشنک M.Saeedi

خـط خـطیش کردم ساعت توسط ...امیرحسین...|




خط خطی گذشته
» جمعه ها....
» بعضی وقتا ....
» زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست
» حُـــرمَــت ............
» تـــو مقصــری ....
» حسی مثل قطره های بـاران ....
» غــــم دنیــاســــت دل آدم بشــه حــســاس ......
» فقط تمـــاشـــا کـــن ....
» آهای غــریبــه نمـک رو زخمــم نـپـاش .....
» فراموش کردنت را یــاد نگــرفتـم......
Design By : ParsSkin.Com